تبليغاتX
ياحميد

ياحميد

تَوَكّلتُ عَلَي‌الله


لبيك اللهم لبيك

فرادروزنهم ذي حجه،روزعرفه است
روزفوران آب حيات ازدلهاي پرحرارت ازشوق وصل
ونزول ازچشمهاي بصير
درصحراي تفتيده عرفات دلهاي آرام
روزآشتي كنان باخداوشناخت
روزجداشدن راه عاشقان حقيقي ازمدعيان عشق
روزحركت حسين ودلدادگانش
براي تكميل حج ناتمام به قربانگاه
وچه قربانگاهي
لحظه به لحظه دلهابي تاب ترومشتاق تر
صورتهابرافروخته تر
گامهامحكمترومحكمتر
مهماني بزرگ وباشكوهي درپيش است
مسلم بن عقيل دردعوت مدعيان ناسپاس ورياكاركوفي
نمازعشق رابربام دارالعماره مشتاقانه به ركوع ميرود‏،
تنهاي تنها

+ نوشته شده در  چهارشنبه 30 دی1383ساعت 17:12  توسط حميد  | 


1-ثَلاثَةٌ مِنْ مَكارِمِ الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ: اَنْ تَعْفُوَ عَمَّنْ ظَلَمَكَ، وَ تَصِلَ مَنْ قَطَعَكَ، وَ تَحْلُمَ اِذا جُهِلَ عَلَيْكَ. سه چيز است كه از بزرگوارى‏هاى دنيا و آخرت است: اول اينكه هر كس كه به تو ظلم كرد او را ببخشى، و كسى كه با تو قطع رابطه نمود با او ايجاد ارتباط كنى، و هرگاه با نادانى با تو رفتار شود، حلم و بردبارى نمايى.

2-لا يَكُونُ الْعَبْدُ عالِماً حَتّى لا يَكُونَ حاسِداً لِمَنْ فَوْقَهُ وَ لا مُحَقِّراً لِمَنْ دُونَهُ بنده عالم نمى‏شود مگر بعد از آنكه حسد نسبت به بالاتر از خود را كنار گذاشته و پايين دست خود را كوچك نشمارد.

3-اَلتَّواضُعُ اَلرِّضا بِالْمَجْلِسِ دُونَ شَرَفِهِ، وَ اَنْ تُسَلِّمَ عَلى مَنْ لَقيتَ، وَ اَنْ تَتْرُكَ الْمِراءَ وَ اِنْ كْنْتَ مُحِقّاً تواضع عبارت است از راضى بودن به نشستن در جايى كه پايين‏تر از شأن و مقام اوست، و سلام كنى بر هر كسى كه ملاقات كنى، و اينكه نزاع و پافشارى در دعوا را ترك كنى اگر چه حق با تو باشد.

+ نوشته شده در  سه شنبه 29 دی1383ساعت 9:50  توسط حميد  | 

ديروزبراي چندمين بارطي يكي دوماه گذشته مشرف شدم به بهشت زهرا.تاآوردن جنازه مادريكي ازدوستاني كه بخاطراورفته بوديم،وسوسه شدم كه تجديدديداري ازغسالخونه زيباي اونجاداشته باشم.دوسه تاجنازه جوون وپيرديدم وحركتي كه ازخودنداشتند!بمناسبتهاي مختلفي ترك دنياكرده بودند.ازخفگي توسط گاز براي جوون رعناي خوش تيپ بيست و دو سه ساله تاناراحتي قلبي وبهونه هاي ديگه براي سفر.خودبخوداشكم جاري شد. بوي كافورهم كه تاچندساعت بعدحالي عجيب كه قابل توصيف نيست به من داده بود، بحدي كه نهارم رو با بوي خوش اون صرف ونحوكردم. هنوزهم هرچنددقيقه يكباريادشستشوي جنازه هاميفتم و بي اختياري اونها.اينقدرجنازه آوردندوبردندكه اونجاشده بودمثل كارگاه توليدي،ازاين طرف جنازه واردميشدوشستشووازاونطرف خارج ميشدويك عده پشت سرش.جنازه ميرفت براي نمازودوباره روي دستهاقرارميگرفت وبسوي منزل ابدي هل داده ميشد.بدو برواون توكه هواسرده وكارداريم.انگارنه انگاركه تاچندساعت پيش اينهادرقيدحيات بوده اند.كاش ميشدازحال وهواي عالمي كه به چشم نميادهم نوشت.كاش يكي بودكه صداي مرده هارومي شنيدوحرفهاشون روبه ماهم ميگفت.شايدهم بوده،كاش يكي ميگفت كه وراي اين ظاهري كه من ديدم واين شيون وناله ها،چه خبربود.خب دونستن خيلي چيزهابراي هركسي خوب نيست،تحمل ميخواهد.خيليهابوده اندكه باديدن شمه اي ازعالم ناديدني باروبنديل خودشون روبسته اندوازدنيامرخص شده اند.اينهارونوشتم تايادآوري براي خودم باشه و هركه يادش رفته كجاداره ميره. خب هر ازگاهي لازمه اين چيزهاتاسفرروفراموش نكنيم.سفربخير،خوش آمديد!

+ نوشته شده در  دوشنبه 28 دی1383ساعت 12:40  توسط حميد  | 

چاه و ماه و يوسف و زنجيرعشق
مي كشدقلبم سوي نخجيرعشق
حميد:۰۲۶/۱۰/۸۳
پنجمین روز ازماه ذي الحجه هم گذشت و
دل عشاق پي زمزمه هاي محبوب خدادرسفرحج...
 
+ نوشته شده در  یکشنبه 27 دی1383ساعت 15:32  توسط حميد  | 

براي هر پرواز بهانه ها باقي است
زمقدم گل ناز نشانه ها باقي است
هنوزعطردل انگيزو نسيم بادصبا
به ياد دلبرمان ترانه ها باقي است
حميد(28/9/83)

 

+ نوشته شده در  شنبه 26 دی1383ساعت 15:34  توسط حميد  |