تبليغاتX
ياحميد

ياحميد

تَوَكّلتُ عَلَي‌الله

                      ولادت امام حسن مجتبي عليه السلام مبارك.

۱-تا اين ساعت كه ازرفتن به مراسم جشن برايم خبري نبوده يعني راستش خودم حال وحوصله اش رونداشته ام.تاياركه راخواهد وميلش به كه باشد.البته زورم مياد تن به رفتن به هرمجلسي روبدهم.يه خورده توي اين زمينه ها سختگيرم.غالب مجالس فعلي كه ازلحاظ كيفيت حرف و حديث دارند.
۲-حس مي كنم مطالب وبلاگم خيلي سطحش پائين اومده نه اينكه قبلاً بالا بوده!
۳-چندروزه مي خواهم يه چيزي بنويسم ولي مونده تا الآن:
حال و روز بنده وبلاگنويس رو تصور و تجسم كنيد وقتي كه چند شب پيش رفتم مهموني افطاري باخونواده، بعدساعاتي يكي ازمهمونها بي خيال اينكه زن و بچه بخصوص دختربچه توي اتاق نشسته بره سراغ كانالهاي ماهواره اي اونهم ازنوع...هرچي هم بهش گوشزدمي كنم كه بابا بيخيال شو، بزن روي كانالهاي تلويزيون خودمون حاليش نشه و تازه همدست هم پيداكنه كه همون ميزبان باشه.ازيه طرف مي خواهم مردمي باشم و باهمه بجوشم و ازطرفي هم ازاين مسايط و قضايات كه يه ريزه ازهزارانش رونوشتم.اون وقت خيليها بعداز مدتها كه من رو مي بينند مي گويند تحويل نمي گيري؟چرا پيش مانميايي؟!نمي گم همه به دين من دربيايند ولي مونده ام كه  مراعات و شعور اين دسته ازعزيزان به كجارفته؟نمي خواهم هم بگم كه خودم  عليه السلام هستم ولي اين وسط، بچه گناهش چيه؟عمراً اگه مي دونستم همچين خبرائيه مي رفتم افطاري.پس اون نماز وروزه هاشون چه اثري بايد داشته باشه ديگه؟
۴-ازبين سريالهايي كه شبهاي ماه رمضون نشون مي دهند بيشتر ازهمه "هاشم اگزوز"رو دوست دارم كه به واقعيت جامعه خيلي نزديكه.بعدش هم صحبتهاي حاج آقاي زائري دربرنامه حوض فيروزه كه فعلاً به مذاق بعضيها خوش نيومده وضدحال بهش زده اند.چون گفته اسلام يعني خوش اخلاقي!تابرنامه بعد،شب بخير و خدانگهدار.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 27 مهر1384ساعت 15:50  توسط حميد  | 

az oon doostam ke hamishe havamoo dare kheili khosham miad
hamishe behem yad avary mikoneh ki hastam ta khial varam nadareh ke adadi shodeh am

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 26 مهر1384ساعت 11:20  توسط حميد  | 

در وديوار واينهمه وبلاگ خوب و دوست داشتني بازبون بي زبوني دارند بهم ميگويندكه چه كاره ام.
كاش كمي عبرت بگيرم و دست و پايم رو جمع كنم.
راه طولاني درپيش دارم و كوله باري سنگين از سنگ وجودم.
گرفتم حرفهايي كه به در گفته شد تا ديوار گوشهام بشنوه.
ممنونم.

+ نوشته شده در  سه شنبه 26 مهر1384ساعت 9:24  توسط حميد 

توي اين دو سه روزه بازهم ازخودم پرسيدم:
براي چي زنده ام؟
شايداين احمقانه ترين سؤالي باشه كه يه آدم هرلحظه بايد ازخودش بپرسه.
خب معلومه آدم براي چي زنده است ديگه!!!چه سؤاليه ها...اون هم توي ماه رمضون با اينهمه عبادت!
+ نوشته شده در  سه شنبه 26 مهر1384ساعت 9:19  توسط حميد 

گاهي اوقات كه جوّ مي گيره منو خيال مي كنم كارم درسته و ازپس همه امتحانهاي زندگي براومده ام وديگه بايد به التماس دعاها جواب بدهم و توي آسمونها قدم بزنم.بعد كه يه امتحانك سي ثانيه اي مختصري ازم گرفته ميشه معلوم ميشه كه حالا حالاها بايد دست وپا بزنم.البته عاشق موندن توي اينهمه شعله هاي آتيشي كه دور و برم رو گرفته هستم.سپس:حال خوشي ندارم. مرگ از همه چيز به من نزديكتره كمافي السابق و نيز فكربه اين موضوع شريف.

+ نوشته شده در  سه شنبه 26 مهر1384ساعت 9:11  توسط حميد 

دیروزکه ازمحل کاربه طرف خونه می رفتم تابخواهم به یه تاکسی برسم به خودم گفتم که مشدي!بروخداروشکرکن که میشه بین اینهمه آهن و دود وشلوغی وهیاهوی زندگی دنیا گم نشدو درعین باجمع بودن خلوت داشت ودنبال یه چیزهای دیگه ای غیراز حساب و کتابهای دنیایی بود.بقول قدیمیها به صرافت افتادم که ازبای بسم الله عشق رو بروم و دوباره مرورکنم و بیاموزم.چه کنیم که تااطلاع ثانوی بایدتوی این دنیا نزول اجلال داشته باشیم دیگه.(چه ربطي داشت؟)
- توی این چندشبه عجیب تشنه ام میشه و نصفه های شب قاط میزنم میروم بیرون ازخونه یه جاهای دور، البته نه براي رفع عطش بلكه براي افزايش عطش!چيه؟ديوونگيه ديگه.بعدش هم برمي گردم خونه واهل منزل روباصداي زنگ دربيدارمي كنم.منتظر ميشينم تلويزيونمون كه ازاين ساعت دارهاست بطوراتومات روشن بشه و مثلاًماروبراي سحربيداركنه!همين چيزهاست كه سداوصيمارو مبهم كرده ديگه. سعي مي كنم نه نيگاهش كنم موقع سحري خوردن ونه گوش كنم ببينم چي ميگه.آخه شكم مهمتره تامطالب سراسرعرفانيِ مُتپخّشه ازسيما.اذان هم كه ازبلندگوي مسجد ميشه شنيد.(يكي نيس بگه پس تلويزيون براي چي روشنه؟)
=قبلن ها يه جاي ديگه بودم كه بعضي ازخوننده هاي ثابت اينجاهم همونجا بودن.ازيه خودخواهي يادگرفتم كه رمز موفقيت۱ خودخواهيه!اسم وبلاگش هم همين بود:خودخواه،دلم برايش تنگ شديه دففه.
آهان!عنوان اين پست به اين بخش برمي گرده كه نيست من شبها برنامه هاي تلويزيون روزيرورو مي كنم ومحضوض ميشم، اينه كه گفتم ذكر خيري باشه ازسه تابرنامه بامزه دريه عنوان وبلاگي.البته بهره وري من ازتلويزيون به اشكال مختلفه:ايستاده و درحين قدم زدن، نشسته ودرحال اكل وشرب افطار واينا و درازكشيده باتفكرعميق ونيمه عميق كه عبارت ازخواب كامل و چرت زدنه.
*توي عوالم ديوونگي و مست بازار دم افطار و وقت و بي وقتهاي ديگه هم شديداًيادتون هستم و تنهاخوري نمي كنم.فعلاً اينطوريم كه عرض شد.راستي دلم يه هوا دردگرفته كه فكركنم مال اون نصفه خربوزه ي ديشبه كه يواشكي خوردم.شايدهم نه!
پانوشت:
۱- دراينجا خودخواهي يعني اينكه خودم رودست داشته باشم و به فكررفع عيوب خودم باشم وازاين قبيل شعارهاي علمي- تخيلي.براي مثال وآشنايي بيشترابانوشته هاي اون دوست قديمي ،رونوشت يكي ازپستهايش رواينجا گذاشته ام:
"ازهمان موقعي که تصميم گرفتم خودخواه باشم ، ديگر با هيچ کس در اين دنياي بزرگ بحث و جدل و دعوا نکرده ام و حالا با گذشت زمان مي فهمم که خودخواهي عجب نعمتي است!!!!
براي اينکه از فرط خودخواهي ، حرفهاي ناخوشايند را ناديده مي گيرم و مي گذرم ،چون به اين نتيجه رسيده ام که هيچ چيز در دنيا ارزش اين را نداردکه من ذهن و وقت خود را درگيرش کنم پس خيلي راحت از کنار آدمهايي که خواسته و نا خواسته با حرفهايشان مرا ، اين موجود خودخواه را، آزارمي دهند، ميگذرم. يه وقت خداي نا کرده فکر نکنيد به خاطرديگران است ؛ نه براي من فقط خودم مهم هستم و بس.چون نه انرژي حيف طرف مقابل مي کنم و نه وقت. تازه نمي دانيد چه کيفي دارد وقتي بي تفاوت از کنار آدمهايي که مي خواهند با حرفهايشان شما را ناراحت کنند ،مي گذري ، انگر نه انگار که چيزي شنيده اي ؛آن وقت مي بيني که طرف چقدر مي سوزد!! شما هم ميتوانيد امتحان کنيد.امتحانش مفت است من حق چاپ نمي خواهم."

+ نوشته شده در  سه شنبه 19 مهر1384ساعت 11:51  توسط حميد  | 

يه سؤال:اگه ماه رمضون نبود چه اتفاقی می افتاد؟
يعنی به همين سادگيه كه ما روزه بگيريم وهيچ تأثيری دراحوالات عالم نداشته باشه؟
همين روزه دست وپاشكسته خودم رو عرض می كنم كه پرازغلط و غلوطه.
چطور ميشه كه همين يك ماه روزه گرفتن كه كاری هم به باطن روزه داريها ندارم
روی ترافيك شهر، ميزان جرايم و...تأثيرداره ولی روی اتفاقات ديگه ای كه
توی دنيا ميفته بی تأثيرباشه؟من كه فكرميكنم بيش ازحدتصور ما تأثيرداره.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 13 مهر1384ساعت 10:40  توسط حميد  | 

به اين ترتيب ماه مبارك رمضان هم ازراه ميرسه.(شايدهم مابه اين ماه مي رسيم)
مهربوني ها يه كمكي بيشترميشه.(مگه الآن كمه؟)
رعايت احوال همديگه رونق بهتري ميگيره.(مثلاً:بدليل خواب بودن عده اي ازعزيزان روزه دار درطول روز،باكاهش چشمگيررانندگيهاي وحشتناك برخي موتورسواران وساير رانندگان درتهران مواجه خواهيم بود).حق وحقوق ها يه خورده زيادترازقبل مورد اعتنا واقع ميشه.مثلاًبه خاطر ماه رمضون، دردقايق نزديك به افطار برخي رانندگان وسايل نقليه بابيرحمي هرچه تمامتر پاروي گازميگذارندتابه سفره افطاربرسند كه اگرنرسند انگار نظام عالم بهم ميريزه.
به اميد خدا ميتونيم شاهد باحيايي زيباتري نسبت به ماههاي ديگه سال باشيم.
جناب ادب هم به اندازه خوبتري مستفيض خواهندشد.زيرا كه براي امثال من، حالي نمي مونه تابخواهم با اين سن و سال بي ادبي كنم.
خواب بسيارارزشمندميشه بخصوص دم دمهاي ظهر و يانزديكهاي افطار.
بيشترين صدايي كه خواهيم شنيد علاوه برصداي العفو و خدايا غلط كردم، صداي نمي تونم افرادغول پيكريه كه تحمل روزه گرفتن ندارند ودركنارشون بچه هاي جغله اي رو مشاهده مي كنيم كه باقدنيم وجبي خود روزه مي گيرند وعبادت مي كنند بدون يك آخ!
واما ازهمه مهمتر،عده اي ازافرادجامعه بشري رامشاهده خواهيم كرد كه چگونه ازهم سبقت مي گيرند در:بريز وبپاش و خودنمايي و كمك به مستثروتمندان درخوردن اغذيه واشربه و زولبيا وباميه!!!
همه اينها به ميمنت سفره مهموني ويژه ازطرف حضرت باريتعالي به سمع ونظرمون ميرسه.
في المجموع جامعه درآرامش بيشتري قرارخواهدگرفت به حول وقوه الهي.
اللهم صلي علي محمدوآل محمدوعجل فرجهم
بهرحال مبارك باشه انشا الله.
 *****
حالا يه مدل ديگه:
ماه رمضون داره ازراه ميرسه.خب من چه كنم؟بشينم ببينم كي روزه ميگيره وكي نمي گيره يا سرم توي لاك خودم باشه ببينم چه بايدكنم تابهترازهميشه ازبركاتش بهره مندبشوم؟
مگه ماه رمضون چي داره كه ماههاي ديگه نداره؟كه البته واضحه كه دركتب مختلف مذهبي دراين موردبسيارنوشته اند ودرمحافل خيلي حرفها راجع به اين ماه شريف شنيده ام.
بيش ازاين حرفها ونوشته هاروهم خبردارم ولي هرچه باخبرتر باشي وظيفه ات سنگين ترميشه.
نميشه ديگه خودم روبه ناداني بزنم كه نمي دونم كه چه خبرهايي دراين ماه هست.
زيگزاگ رفتن هم نداره! انتظاري كه ازمن و امثال من هست ازخيليها بيشتره نه واسه ي اينكه آدمهاي ويژه اي هستيم نه!بلكه بخاطراطلاعات بيشتري كه داريم وعهدي كه باخدابسته ايم.
دوست ندارم وبلاگم بشه وبلاگ تقويمي ومناسبت ها.
اين هم كه ازماه مبارك نوشتم براي اينه كه اولاً وبلاگ خالي ازمطلب نمونه و ثانياً فاصله اي بيفته بين مطالب ديگه با مطالب مثل پست قبلي و پست دانش هسته اي.
راستش روبخواهيد چندساليه كه ازواردشدن درخاله بازيهاي سياسي پرهيزمي كنم ودوست دارم بيشتربا عشق آشنابشوم وهمنشين عاشقهاباشم كه درعين داشتن اطلاعات سياسي وعلمي وغيره دل به حضرت محبوب سپرده اند ودراقيانوس معنا شناورند.
عمري گذشت و خيلي ازجاهاي سرزمينم روسيركردم وچيزهاي زيادي يادگرفتم ودرسهاي متعددي خوندم
وآدمهاي فراواني روديدم.
درك شد كه آنچه بقول معروف خريداري خواهدشدازسوي خريدارفقط عشق است وبس!
خب حميد آقاي عزيز!چه كرده اي دراين عمرسي وچندساله؟
والله كه ديگه بايد بيش ازگذشته خجالت بكشم و به خودم نهيب بزنم كه سفربي بازگشت نزديكه!اگرچيزي هم برايم باقي مونده باشه ذرات گردوغبارعشقه كه ازعشاق بر وجودم نشسته كه خودهيچ ندارم.
زت زياد/ باخودم بودم  و براي دلم نوشتم.
و ازدوستان عزيزم معذرت مي خواهم اگه تندي ميبينيد توي نوشته ام.

+ نوشته شده در  دوشنبه 11 مهر1384ساعت 15:52  توسط حميد  | 

ازاين بازيگرخوشم مياد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 6 مهر1384ساعت 17:35  توسط حميد  | 

  خواست ملت ايران : 
 داشتن فن آوري هسته اي حق ماست
 ضمن محكوم كردن قطعنامه غير حقوقي و غير قابل قبول شوراي حكام
با امضاي اين بيانيه اعتراض خود را به اين اقدام شوراي حكام اعلام ميداريم 
برای امضا روي عكس كليـك كنيد

اعتراض به قطعنامه شوراي حكام

+ نوشته شده در  سه شنبه 5 مهر1384ساعت 17:5  توسط حميد  | 

خداروشكركه عشق و محبت نيازبه حزب سياسي و انجمن و كانون و هزارتا دلمه بادمجون و زهرهلاهل و ازاين لوس بازيها نداره.
سپاس مرخدايي راست كه براي انسان روح رو قراردادتا درگيرمرزهاي آدميزادي نباشه و آزادانه هرجامي خواهد پروازكنه بره.-رفيق وبلاگ نويسم كه خيلي باصفاست نوشته بود:
توبندگي به شرط مزد مكن.
به خودم ميگم:
اصلاً من بندگي مي كنم كه بشرط مزدباشه يانه؟ نه وجدانن اينجوريه؟
بنظرم همه كاري مي كنم جز بندگي!
درآخر حرفي ندارم جزاينكه براي همه شما طلب شادابي وسلامتي دارم ازخدا.
يكي دوتا سؤال انحرافي:
-خيلي وخته كه در راه خدا قدم نزده ام!پس تاحالا كجا قدم ميزدي؟مگه غيرازراه خداهم وجود داره؟
-ازخدا خيلي دور شده ام! مگه خدا دور ونزديك داره؟مگه جايي داره كه ازش دوربشي؟ مگه ميشه ازخدادورشد؟
خيلي كلاس بالا بودها....حاصل تفكرات نيمه عميقه اينجانبه!
براي سلامتي دوستاني كه اينجا ميايند و نظر مي دهند صلوات بلند ختم كن.

+ نوشته شده در  دوشنبه 4 مهر1384ساعت 19:16  توسط حميد  |