تبليغاتX
ياحميد

ياحميد

تَوَكّلتُ عَلَي‌الله

روز ولادت آقا علي بن موسي الرضاعليه السلامه.
پس:

ولادت امام رضا مبارك.

براي عده اي عيدي گرفتن ازحضرت دراين روز  مساويه باتبديل بيل اونها به پارو!
(عِندِ معجزه رو داشته باش!)
ولي براي بعضي ها هم كه ذره ذره آب مي شوند؛ عبارته از پركشيدن ازدنياي پر رنج و درد به
سرزمين آرزوهاشون دربهشت.
نمونه اش:
ژوليوس سزار عاشق 

***

+ نوشته شده در  چهارشنبه 23 آذر1384ساعت 14:6  توسط حميد  | 

درحديث ياروايت اومده كه:

اَلكاسِبُ حبيب الله.

*!*

كي به كيه؛ فقط معني اش همينه كه كاسب(بقال و سوپرماركتي و بازاري)دوست خدااست؟
نميشه يه كسب و كاري هم با خودخداراه انداخت و با او وارد معامله شد؟
-----------

+ نوشته شده در  دوشنبه 14 آذر1384ساعت 18:41  توسط حميد  | 

توي بيشتر مجالس ختمي كه تاحالا حاضرشدم؛ بالاخره يه موضوعي براي خنده درحدسرخ شدن صورت پيداشده.البته به شرطي كه يه رفيق هم دم دستم نشسته باشه.دوسه روز پيش توي يه همچين مجلسي، يكي ازدوستانِ شخصي كه مرحوم شده بود خواست اداي ديني كنه درحق مرحوم.گفت يه چندبيت شعر آماده كرده بخونه. وقتي شروع كرد معلوم شد همون شعريه كه آقاي محمداصفهاني خونده:گمگشته ديارمحبت... ولي بايه لحني خوند كه من وچندتاي ديگه كه مي دونستيم قضيه چيه بسختي خودمون رو كنترل كرديم.بعدش هم نگو و نپرس!درادامه بالحن زيبا وحالت جوگرفته تري اين رو كه رسول نجفيان خونده تلاوت فرمودند:
عجب رسميه رسم زمونه! (فرض كن توي دستگاه همايون يا بيات تبريزي يا اصفهان شوشتري!*)
شمافكركن كه من و دوستانم چه حالي شديم چه ريختي خودمون رو كنترل كرديم.بخصوص اون دوستي كه آخر شعر و آهنگ ساختنه.جالبه كه دم در مسجدهم نشسته بوديم و همه چشمها به مانگاه مي كرد.هرازگاهي هم اين دوستمون يه تيكه زيرلب باصداي خيلي آروم مي انداخت و من بيچاره هم يك جزء قرآني كه دردستم بود رو جلوي صورتم گرفته بودم تا بگم مثلاً قرآن مي خونم.
آخه عزيزمن! مگه مجبورت كردن وقتي بلدنيستي ازخودت شعردر وَكِني و مردم روتوي مجلس ختم به خنده بيندازي؟
ناگفته نماندكه سخنراني باربط و بي ربط حاج آقاي جووني هم كه بالحن حماسي درمجلس ختم حرف ميزد، ديگه نورعلي نورشد و باعث شدكه ازخدابخواهيم هرچه زودترمجلس تموم بشه.
نشد يه مجلس ختم بريم يا سرخاكِ كسي باشيم و يه جاي كار يه خوننده ي ناشي مارو نخندونه.

*كف نوشت:
دستگاه هاي همايون، بيات تبريزي و اصفهان شوشتري ازدستگاه هاي قديمي اي هستند كه با اونهاتنبك وتنبور وگيتارمي ساخته اند و بعدازساختن اين وسايل، دستگاه هاي مذكور را توي خرپشته ياراه پله پشت بون قايم مي كردن تاخراب نشوند و زنگ نزنند.

+ نوشته شده در  سه شنبه 8 آذر1384ساعت 12:10  توسط حميد  | 

تذكر:
مخاطبم دراين پست هيچكدام ازعزيزان خواننده وبلاگم نيستند.
ديشب يكي ازدوستان عالم خارج ازاينترنت بعدازحدوديكسال بامن تماس گرفت.بعدازسلام؛ بلافاصله شروع كرد به غيبت پشت سر يكي ازدوستان بزرگوارمشتركمون و هرچي دلش خواست به او فحش داد.دوست ديگري هم كه كناردستش بودهمينطور!تهمت ودروغ و افتراهاي زيادي به اين بزرگوارنسبت دادند.كي به كيه؟ميشه همه كاري كرد و اسم خود رو گذاشت مؤمن!هرچند؛من يه طرفه به قاضي نرفتم و اون طرف ماجراها روهم خبردارم كه كي درست ميگه و حق باكيه.علت اينهمه تهمت اينه كه اين بزرگوار مورد غيبت بيش ازحد به اين كوچولوها لطف كرده.هركاري كه ازدستش براومده براي اونها انجام داده.اينهم دستمزدش شده!مي دونم و سابقه هم داره و روزي خواهدرسيد كه به دست وپاي اين بزرگواربيفتند.
توي روايات خونده بودم كه درآخرالزمان مؤمنين به روي هم تف مي اندازند ولي باورم نميشد.اما بالاخره باورم شد.چون اين باراولي نبودكه اين برخوردهارو مي ديدم.سردردشديدي داشتم كه با تماس اين دوست!فوق العاده زيادترشد ولي به لطف خدا و به مدداربابم به حداقلش رسيد.
مي خواهم بگم بي دليل نيست كه خيلي ازبزرگان باداشتن دوستان فراوان؛ بازهم احساس غربت مي كنند وگوشه ي انزوا اختيارمي كنند.بي خود نيست كه ازبين اينهم بشر روي كره ي زمين كه حدودشش ميلياردنفرند؛ ياران و اصحاب حضرت ولي عصر عليه السلام بسيار كم هستند.دوستي اي كه همراه با رضايت امام زمان باشه فوق العاده سخته و باعث تنهايي و انزوا.

+ نوشته شده در  سه شنبه 8 آذر1384ساعت 11:49  توسط حميد  | 

اَللّهُمَّ العَن اَوَّلَ ظالِمٍ ظَلَمَ حَقَّ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ آخَرَتابِعٍ لَهُ علي ذلک

شهادت حضرت امام صادق عليه السلام راتسليت عرض می كنم.

فهم اين نكته كه صداقت چقدربا راستگويی تفاوت داره، سالهاست كه من رو به خودش مشغول كرده. هنوز در راستگو شدنم درجا می زنم چه رسد به اينكه بخواهم از صداقت كه مختص امام صادق عليه السلامه بويی برده باشم. خيلی ها ازصداقت صحبت می كنند و دم از صداقت افراد می زنند(مثلاً می گويند فلانی خيلی صداقت داره) ولی به گمانم ظلمی است درحق اين كلمه مبارك.فرق زيادی بايد باشه بين راست گفتن تا صداقت.باور من كه اينطوريه.ازخود آقا امام صادق عليه السلام می خواهم كه هم فهم صداقت وهم توفيق داشتنش رو به ما عطاكنند.
/////////////
حضرت آيت الله سيبويه هم كه سالهاي سال ازخادمين حرم مطهر حضرت قمربني هاشم عليه السلام بود و اهل سير وسلوك؛ به ملكوت الهي پيوست.ارادت خاصي به ذاكرين و خادمين اهل بيت عليهم السلام داشت.اونهارو ازخودش بالاتر مي ديد و براشون احترام خاصي قائل بود.رفع الله درجاته و نورالله مرقده

**********
مطالب ديگه:
داداش من، خيلي كارت درسته كه بياد ما بودي و برامون هديه آوردي اونجا.كلي بچه هام ذوق زده شدن باديدن مجموعه اي كه زحمتش رو كشيده بودي.
بازهم من خواستم باقيافه نامسانب در جمع حاضرنشم كه نشد كه نشد.ولي خدايي اش خيلي خوش گذشت.خيلي هم روحيه استانيديم.(گرفتيم)
-روابط عمومي اعلام كرد...(همين جوري نوشتم)
-خدابه دادم برسه با اين عضويت هاي پي درپي۱ دراينترنت سايتان مختلف.چه كنيم اكتيويته است ديگه!
۱-پي درپي يعني: يكسري پي ساختمون كه تو هم ديگه فرو رفته اند.

+ نوشته شده در  شنبه 5 آذر1384ساعت 18:37  توسط حميد  |