مخاطب اين پست: خودم.
ديدي حميد چه قيافه هاي بانمكي داشتند.با يك كت و شلوار نيمه خوشگل نيمه تميزاتو نكرده ، نشسته بودند و پاكت جواب امتحان ها رو مي دادند.گفتم چرا نمره من كامل نيست؟جواب دادند بخاطر اين دو تاسؤاله و شروع كردند به پرسيدن دوباره همون دو سؤال.راستش نه اينكه بلد نباشم ولي پاسخ ها رو يادم نبود كه جواب بدهم.با اين همه اجازه دادند كه با خوشحالي از اونجا بيام بيرون.فكر نمي كردم به اين سادگي باشه.اِي وَل.
دوستان عزيز و گرامي!
به اطلاع مي رسونم كه بنده به علتي تا اطلاع ثانوي از ارتباط با دوستان درخارج ازفضاي نت معذورم. خواهش مي كنم كه براي رفع هر چه سريعتر مشكل و عدم گسترش آن رعايت فرمائيد، ممنون ميشم.البته جاي نگراني نيست .![]()
اي خوش آن روز كه ازاين منزل ويران بروم به يه منزل ويران تر ديگه!چون درحال حاضر و تاكنون منزل جالبي رو براي خودم تدارك نديده ام. بنظرم اگرهم بخواهم به منزل مناسبي دراون سراي باقي اقامت گزينم، مستأجردوستان ورفقايي باشم كه ازسر لطف گوشه اي از انباري قصربهشتي خودشون رو به من كرايه بدهند دربرابر همين چندتا عمل ناقص الخلقه اي كه دراين دنيا انجام داده ام. (خواهش مي كنم، اين چه حرفيه حميد جان! مااصلاً حاضريم قصربهشتي خودمون رو دربست به شما واگذاركنيم ولي شما بي خانمان نباشيندزجگ.)(دردل خودشون لابد ميگويند: قصرمون مال تو ولي شر جنابعالو كوتاه!).(لوس نشو حميد!درشأنت نيس اينجوري حرف زدن)
يادش بخير يه رفيقي داشتيم مهرزاد نام كه گهگاهي مارو باكلام مهرافزاي خودش نوازش مي داد.
من نمي دونم چرا وقتي كه مدتي نمي نگارم وبلاگ، دوسه نفرديگه هم كه خيلي اينجا كامنت مي گذارند هم نمي نگارند وبلاگ؟!!! چه معني داره؟ نكنه تله پاتيل ما قويه؟
دوستوان عزيز!(جمع دوست بزبان علمي) من رسماً ازهمه ي شما بخاطر تأخيردرنگاريستن عذرمي خواهم.من نبودم اينجا(تهران) و چندروز مشهد بودم.دلتون بسوزه! هوممم! بعدش هم آدم كه ميره زيارت واحوالاتش نورانيت عرفاني ميشه، ديگه حاضرنيست براي كسي تره خورد كنه.يعني في الواقع جو اتمسفر معنويت اون رو ميگيره و خيال مي كنه كه ازاعوان وانصار بسيار صميمي اولياء دين شده.اينه كه درهمين خيالات چندروزي هستش تا بالاخره متوجه ميشه كه: توهمات برش داشته.اصلن من هر موقع يه احوال معنوي برايم دست مي دهد(من هم با اودست مي دهم)؟ تامدتي غرق در نور الهي ميشوم و ديگه متوجه اطرافيانم نمي شوم.الهي قلبي محجووووووووووووب! با گردن كج و سري متمايل به راست ونمازهايي آنچناني و آه و اشكي فراوون.
آخه برادر من! خواهر من! همينطوري نيست كه! بنده هاي خاص خداكه نبايد وقتشون بيهوده و با رفيق بازي تلف بشه.بلكه ماهم دراثر همين مراقبت هاي عديده! روزي و روزگاري برحسب اتفاق تبديل شديم به شيخ حميد!(شَبَحِ حميد نخونش باباجون).بنابراين بگذارين به مراقبات نفساني ام برسم.بگذاريد كه احساس هوايي بخورد. واللا بللا به خود كفش بللا قسم كه خوبيت نداره جلوي هوا خوردن احساس رو گرفتن.ماگفتيم و خود دانيد!
+چه ايام خوبيه اين ماه ذي الحجه.هيچ هم خوش به حالشون نشه اونهايي كه براي شونصدمين بار ميرن حج تمتع!بي معرفتها.حالا اونهايي كه كربلا مشرف مي شوند سيصدبار و آدم بغل دستي شون براي چغندر گاز زدن(ترجمه تحت اللفزي چندرغاز) مشكل داره جاي خود محترم!
+ اين فيلم هاي سينمايي معنادار و خوش ساختي كه تازگيها ازصدا وسيما پغچ ميشه هم مانع وبلاگ نويسي ام بوده.مدام درحال تفكرم كه خودم هم يه روز يه همچين فيلمهايي بسازم.مثل ج اف كي آقاي اوليوراستون و هاشم اينا.
+ بچه جون حرف گوش بده.بلكه ازراه گوش هم بتوني چيزهايي روبشنوي كه ديگران نمي شنوند.
---سخن كز بهرحق گويي چه عبراني، چه سرياني مكان كزبهر حق جويي، چه جابلقا چه جابلسا
هيچ مناسبتي نداشت اين شعر.فقط ياد دوران دبيرستان افتادم و حفظ اين اشعار!
دوستي كه اينجا رو ميخوني! اينجا مطالبش اينجوريه ديگه.انتظارنداشته باش خيلي غلنبه و سلنبه مطلب بنويسم.چون خودم به خودم اجازه نداده ام كه خيلي هم جدي بنويسم اين طرفها.اونهم بخاطر گمنام موندنمه! نمي خواهم مردم دور وبرم بريزند و هي ازمن سؤالهاي مهم بپرسندچون واقعاً وقتم كمه.هنوز ماشين رو نبردم تعميرگاه، قسطهام روي گازه، پيشوني ام هم تاول زده ازفرط عبادت.
درپايان براي خودم و شما ازخداسلامتي مي خواهم و تشكرمي كنم كه من روتنها نگذاشتين دراين ايام.البته ماهم كم خدمتتون نرسيديم ها!
ازهمه اين حرفها گذشته نوع جهان بيني من اجازه نميده كه تند وتند آپديت كنم. سعي ام براينه كه تامطالبي نظير اين پست كه حاكي ازالهامات فراوونه بهم نرسيده چيزي ننويسم ووقت شريفتون رو نگيرم.موفق باشين(مثل پائين ورقه امتحانيهاكه مي نويسن)
راستي يه چيزي! بيشترين موفقيت ها دركوتاه ترين زمانها اتفاق مي افته.اگه نمي گفتم آسمون به زمين مي اومد.من رفتم خونه.كاري ندارين؟
علي جون.بازهم بيا اين طرفها.من مديونت هستم.لااقل بيردفعه گبورا بيزه.هچ زاد اولمز.
رهاي خوب و مهربون شماهم يادبگيرازمن ديربه دير نوشتن رو.ديدي حالا كي كارهاش بيشترازوبلاگه؟
براي فرشته خانم هم ازصميم قلب آرزوي موفقيت رودارم.حيف كه اجازه لينكش روندارم.