|
تَوَكّلتُ عَلَيالله
|
به خواهش يكي ازدوستان دراينترنت جستجويي كردم و اين كلام زيباي حضرت عليعليهالسلام رو مناسب حال خودم ديدم.
حكمت 276:
وَ قَالَ [عليه السلام] اللَّهُمَّ إِنِّى أَعُوذُ بِكَ مِنْ أَنْ تُحَسِّنَ فِى لَامِعَةِ الْعُيُونِ عَلَانِيَتِى وَ تُقَبِّحَ فِيمَاأُبْطِنُ لَكَ سَرِيرَتِى مُحَافِظاً عَلَى رِثَاءِ النَّاسِ مِنْ نَفْسِى بِجَمِيعِ مَا أَنْتَ مُطَّلِعٌ عَلَيْهِ مِنِّى فَأُبْدِيَ لِلنَّاسِحُسْنَ ظَاهِرِى وَ أُفْضِيَ إِلَيْكَ بِسُوءِ عَمَلِى تَقَرُّباً إِلَى عِبَادِكَ وَ تَبَاعُداً مِنْ مَرْضَاتِكَ .
و درود خدا بر او، فرمود: خدايا به تو پناه مىبرم كه ظاهر من در برابر ديدهها نيكو و درونم در آنچه كه از تو پنهان مىدارم، زشت باشد، و بخواهم با اعمال و رفتارى كه تو از آن آگاهى، توجه مردم را به خود جلب نمايم، و چهره ظاهرم را زيبا نشان داده با اعمال نادرستى كه درونم را زشت كرده به سوى تو آيم، تا به بندگانت، نزديك، و از خشنودى تو دورگردم.
منبع:بلاغ نت
------------------------
آقاي من!
از اينهمه كرامتي كه به من ارزوني داشتيد ممنونم. مخصوصاً اين چندروزهاي كه گذشت. باورم اينه كه اكثر اوقات معجزه بوده و بس.
گرهگشاي مشكلات كوچك و بزرگ عالمه، اربابمون قمربنيهاشم. جونِ من تقديم به خاك زير پاي ايشون. من كه هنوز نتونستهام نوكر خوبي براي ايشون باشم.
---------------------
حكايتي به نقل ازسايت صالحين
احسان، سر خلقت
عبد صالح خدا جناب شيخ رجبعلی خياط(ره) به اين اصل تربيتی فوقالعاده اهميت میداد. يكی از شاگردانش از او نقل میكند كه فرمود:
« با خداوند انسی داشتم، التماس كردم كه سرّ خلقت چيست؟ به من فهماندند كه سرّ خلقت، احسان به خلق است. »
امام علی عليهالسلام میفرمايد:
« بتقويالله امرتم، و للإحسان و الطاعة خلقتم؛
به تقوای الهی امر شدهاید و برای نيكوكاری و فرمانبرداری (از خدا) آفريدهشدهايد. »
يكی از دوستان شيخ میگويد: روزی به او گفتم: آميرزا! چيزی به من بدهيد كه به درد من بخورد! گوش مرا پيچاند و فرمود:
« خدمت به خلق، خدمت به مردم! »
شيخ میفرمود:
« اگر میخواهی به حقيقت توحيد راه پيدا كنی به خلق خدا احسان كن، بار توحيد سنگين است و خطرناك و هركس توان تحمل آن را ندارد، ولی احسان به خلق، تحمل آن را آسان میكند. »
و گاه به مزاح میفرمود:
« روز به خلق خدا نيكی كن و شب برای گدايی در خانه او برو »!.
یکی از نکات مهم در این باب، انفاق و بخشش در عین تنگدستی است،
پیامبراسلام (ص) در این مورد میفرمایند:
« ثلاثة من حقائقالایمان: الانفاق منالاقتار، وانصافکالناس من نفسک و بذلالعلم للمتعلم:
سه چیز از حقیقتهای ایمان است: انفاق در تنگدستی، انصاف با مردم و دانشبخشی به جوینده دانش. »
هنوز بدنم درد ميكنه. صورتم هم آفتاب سوخته شده.بخاطر راه رفتن زياد و زيرآفتاب موندنهاي توي نمايشگاه كتاب.خوشبختانه جيبم براي خريد كتاب؛ زياد خالي نشده. به كتاب مورد نظرم هم نرسيدم. چون يه دوره از خارج آورده بودن كه اونهم كتابفروش تيزي خريده بود تابعداً دوبرابر بفروشه.يعني شصت هزارتومن رو به صد و بيست هزار بفروشه. احتمالاً به خودمن كه نيازمندشم.كارت هزارتومني كتاب روبيخود خريدم.
و اما چند پيشنهاد براي سهولت بازديد ازنمايشگاه:
يه پيشنهادم اينه كه راه بهراه توي نمايشگاه ازاين نوارهاي نقاله بذارن كه آدمهاي كتابخوني مثل من سوارش بشن و بروند غرفه هاي كتاب رو سربزنند.
يه پيشنهاد ديگهام كه عملي تره و كم هزينهتر اينه كه اصلاً غرفه ها متحرك باشه و ما ثابت! بشينيم روي كاناپه و اونها رو ببينيم.
مدل سومي كه براساس اصل سوم ترموديناميت ارائه ميكنم اينجوريه كه ما همونطوري كه توي ماشين نشسته ايم بيائيم داخل نمايشگاه. كتاب ها يكي يكي بيايند جلوي چشم راننده و هركدوم رو دوست داشت سفارش بده و بخره.فقط با اشارهي سر!!
بدك هم نميشه اگه نمونهاي از تمام كتابها رو درقطع دومتر در سه متر چاپ كنند و بچينند كنارهم در محوطهي باز تا اگه كسي خواست كتاب انتخاب كنه و بعلت ازدحام عاشقان دانش! دستش نرسيد، لااقل ناشر بره و ورق بزنه و بقيه نيگاه كنند به صفحات كتاب ببينند چي نوشته يا چه عكسي داره.
من ميگم اصلاً بيان يه نمايشگاه تخصصي بزنن براي اينكه هركي خواست تفريح كنه بياد اونجا.بخصوص اهل قلم و زبان و كله و پاچه بدون پوشش! اسمش روهم بذارن نمايشگاه كتاب تا وجههي فرهنگي هم حفظ بشه.چطوره؟هان؟
راستي موندهام چرا درنمايشگاه كتاب لاستيك سواري يا روغن موتورنميفروختند؟مگه همينجا نبود پارسال؟
ازقسمت هاي جالب وبسيار فرهنگي نمايشگاه، محتواي بعضي ازتبليغاتي بود كه ازطريق بلندگو پخش ميشد:
نوشتن قرآن برروي دانهي برنج!
حكاكي برروي دانههاي شكر!!!
خوابيدن روي ابرهاي آسمون!
وبعضي كارهاي داخل نمايشگاه:
گريم روي صورت كودكان،
كميابي آب خوردن معمولي براي اطفال شيرخوارهي فرهنگدوست درسالنها و چيزهايي ازاين قبيل.
------------------------------------
باتفاق خانواده فرهنگي و كتاب دوست خودم ازنمايشگاه كتاب خارج ميشيم و ميريم خونمون. درساعت پنج بعدازظهربدون ترافيك و باخيال راحت ازاينكه هيچ كتاب علمياي داخلي و خارجهاي رو نه ديده و نه خريدهايم.
-----------------------------
-------------------------------------------------------------
السلام عليك يافاطمة المعصومة بنت موسي بن جعفر عليه السلام.
شهادت كريمهي اهل بيت حضرت فاطمه معصومه سلام الله عليها رو به محضرمقدس امام زمان تسليت عرض مي كنم.
-----------------------------------
و اما بعد. اگر مدت زيادي گذشت و ننوشتم؛ يه خورده اش بعلت اين بود كه نبايد مي نوشتم! يه مقدارش هم بخاطر كسالت و كار متراكم و اين چيزها.
شيطون، هم امر به كار خير ميكنه. ميشه آدم مراقب باشه لطفاً؟ بله. ميشه. بشرطي كه سيمش وصل باشه به نيروگاه اصلي نورانيت در دم و دستگاه الهي.
از اون وقت هايي كه امر به كار خير كرد زياده. مثلاً همون عابده بود كه رفته بود صحرا و دم به ساعت نماز ميخوند. اونجا شيطون درشمايل پيرمرد ظاهر شد وبهش به به و چه چه گفت كه چه نمازي و چه عبادتي. بخون كه خوب ميخوني. بعدش هم سر يه قضيه ي ناموسي گرفتارش كرد ها، همون يكي از مثال هاشه.
مثال ديگه اش اون نمازشب خون هاي پينه برجبين بسته اي بودند كه امام حسين عليه السلام رو با قصد قربة ًالي الله شهيد كردند! و گرنه دربين ياران بي بديل و جوانمرد امام حسين، افراد مسيحي هم بودند!
كي به كيه؟ ها؟
يكي از رفقا مي گفت:زمان جنگ، توي عمليات آفتاب(كه منافقين ايراني ازسمت عراق انجام دادند) به سنگرهايي رسيديم كه دركنار جنازه هاي منافق ها؛ زيارت عاشورا هم ديده ميشد. ببين ظرافت كار شيطان تا كجااست؟( تـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــا اونجا)![]()
فقط و فقط اتصال به منبع فيض ولايي موجب تشخيص درست از غلطه و حق از باطل.والسلام.
------------------------------
ما ازون رفقايي كه اومدند و به وبلاگ سرزدند و خوش به حالمون كردند ممنونيم. حالا بعضي ها نظر هم دادند و عده اي هم نه. كه گله اي نداريم. دلش نخواسته. زور كه نيست حميد آقا!