تبليغاتX
ياحميد

ياحميد

تَوَكّلتُ عَلَي‌الله

ـ وب كمه كشت منو توي خونه، نصب نشد كه نشد. روي يه ماشين ديگه شد ها! فكركنم سيستم خونگي‌ام مشكل يو اس بي دارند ايشون. بي‌خيال.
ـ پزشكي كه نتونه يه سردرد ساده رو تشخيص بده و هي نُخسِه عوضي بپيچه، به درد جِرزديوار مي‌خوره. ببخشيدا. نداريم ازاينا؟
روحاني كه از عالم متافيزيك بي‌خبر باشه و از حال و هواي روح بي اطلاع، ايشون هم زحمت بكشن بروند همونجا (جرزديوار).(شكلك آن مرد محترم ياهو مسنجر رو كه نيشش تابناگوش بازه رو يادآور مي‌شود).و الي ماشاء‌الله از اين طيف افراد ناداننده ولي داراي مسئوليت و منصب ريز و درشت. چه وعضشه؟!!!
ـ توكز محنت ديگران بي‌غمي چراتنها تنها فالوه بستني مي‌خوري؟ علي رو صدا نكردي بياد تولد پرشين؟
توي كامنت‌هاي يكي از برو بچ همين دور و برا كه راضي نيستند نامشون فاش بشه، نوشته بود كه مضمونش يه همچين چيزي بود: بابا جون، توكه مي‌خواهي من رو هدايت كني بايد بطور ملموس حرف بزني. يعني چي؟ يعني اگه مي‌خواهي بفهمم كه هله كوفتر چيه، هي نگي هله كوفتر هله كوفتر هله كوفتر...! لااقل عكسش رو نشونم بده تا بدونم چيه. دِ هَه!!! حالا حكات كار بعضي‌ها توي اين ممالك مَخروسه است ‌(بروزن خروس)‌ كه...
ـ اينجا اينطرنطه و وبلاگ. هميني كه هست. مي‌خواهي بخاه نمي‌خواهي نخاه.
تازگي‌ها ازاين حروفي كه نوشته ميشه ولي خونده نميشه حرصم مي‌گيره. يعني چيييييي كه مثلاً بنويسم مي‌خواهم ولي بخونم: مي‌خاهم؟ ولم كن بينيم باباااااااا.
ـ آهاااااااااااااااااااااااااااااي مش غلام عليييييييييييييييييييييي. بيا كه گوسپندانت رو گرگ خووووووورد. توضيحاً اينكه نه ديوونه شده‌ام و نه مريض بلكه دلم خواست اينطوري بنويسم.هوم.

+ نوشته شده در  سه شنبه 30 خرداد1385ساعت 9:33  توسط حميد  | 

به دعوت پرشینبلاگیون عزیز، سه شنبه عصر رفتم جشن تولد پرشين بلاگ. رفتم اون ته سالن اجتماعات هتل سيمرغ نشستم تا میون جمعیت دویست سیصدنفری زياد توي ديد نباشم و به خيال خودم راحت مراسم رو نظاره كنم. داشتم همينطوركه به صحبتهاي سخنران ها گوش می دادم،آروم آروم خمیازه هایی هم می کشیدم كه يه دفعه از بلندگو اسم وبلاگم رو دربین اسامی وبلاگ های منتخب شنیدم. از تعجب مونده بودم خوشحال بشم یا ناراحت که بالاخره دل رو به دریا زدم و رفتم برای دریافت هدایا جلوی سالن روی صحنه. جالبه که اونجا یکی از رفقا رو هم بعداز چندسال دیدم و شروع کردیم به حال و احوال بسیار سریع و مختصر و بعدش سلام و علیک بابقیه اسپانسرهای محترم مراسم. بین هدایا ازهمه قشنگترش، لوح یادبودیه که پرشین هدیه کرده. برای روز مبادا و گرفتن پست و مدرک دانشگاهی شاید بدرد بخوره.
از آقای دکتر بوترابی و سایر دست اندرکارن جشن هم واقعاً ممنونم که ازبین اینهمه بلاگرخوب بلاگفا، فقط وبلاگ من روانتخاب کردند. راضی به زحمت نبودیم.
انصافاً جای آقای علیرضاشیرازی مدیر سایت بلاگفا دربین بنیانگذاران پرشین بلاگ و مدیران وبلاگ سرویس های دیگه فارسی خالی بود.
خبرهای مربوطه رو هم فعلاً سایت ایسنا منتشر کرده.
---------------------------------------------------------
+ فکر این دختر بچه فلسطینی که والدینش رو صهیونیست های بیرحم کشتند خیلی حالم رو گرفته.
+ فوتبال؟ جام جهانی؟ اولین باره دراین سال ها که دل و دماغ هیچکدوم ازبازیهایش رو ندارم.
+ تو از اون ور برگشتی، می گویند لطف ارباب خیلی بیش از این حرف ها است....

+ نوشته شده در  پنجشنبه 25 خرداد1385ساعت 1:8  توسط حميد  | 

شهادت حضرت زهرا‌سلام‌الله عليها رو تسليت عرض مي‌كنم.
ازايشون تقاضا‌مي‌كنم كه سه ويژگي اساسي و كمياب براي شيعه‌بودن رو در وجودم زنده‌فرمايند:
۱- صداقت
۲- امانت‌داري
۳- وفاي به‌عهد
-----------------
اندازه يه فروند گاري سايز بزرگ، كتاب و مجله و جزوه دانشگاهي و مذهبي و معمولي و غيره كه موجب تشويشات ذهني‌ام مي‌شدند رو به سازمان محترم بازيافت تقديم كردم.آخيش! راحت شدم.
خانمه كه همراه وانت نيسان سازمان دم خونه‌ها اومده‌بود بابت اينكه با اونها همكاري كرده‌ام خيلي ازم تشكر كرد. غافل ازاينكه اصلاً برنامه‌ام در راستاي كمك به اونها نبود.
نگران نباشيد، خوب خوب‌هايش رو نگه داشتم. چه مذهبي، چه علمي و ادبي و غيره.
------------
رفيقم كه سي‌وچهار پنج سالشه و روحاني،‌ شديداً برايم وقت گذاشت. گفت روحاني و طلبه‌اي كه به درد مردم نخوره و به مردم خدمت نكنه به چه دردي ميخوره؟
قسم خورد كه خيلي‌ ازاونها در برزخ گير‌مي‌كنند. خيلي‌هايي كه كتاب‌ها نوشته اند.
گفت: طلبه‌اي كه خوب درس خونده و بلده، بايد گره‌گشاي مشكلات مردم باشه. هزاران ساعت سخنراني يه طرف، يك گره از كار ديگران باز‌كردن هم يك‌طرف. اصلاً وظيفه‌ي‌خودش مي‌دونست كه اومده و برايم وقت گذاشته. من‌هم كه شرمنده‌اش بودم. باور بفرمائيد كه درچند رشته وارده: ادبيات، اخلاقيات، موسيقي سنتي و ساز‌هاي مختلف مربوط به اون، طب و فيزيولوژي، رياضيات جديد و ... ولي انگارنه انگار كه تخصصي داره و بدون هيچ ادعايي و تكبري براي من وقت ارزشمندش رو گذاشت و دقيق به حرف‌هايم گوش داد و راهنمايي‌ام كرد.
---------------
الحاقيه:
ترجمه گوگليزاسيون همين پست به زبان انگليسي

Licensing attended Zahra peace of God upon the Rowe Tslet May Kerim.
Azaishun Takada May Kerim Ke Ki and Eژگi Kamiab opinion, a key Shiite Boden der Rowe, Iajuddin Roud Frmaind :
۱ - Sidaght
۲ - Amant Dare
۳ - Any of the covenant
......

+ نوشته شده در  شنبه 20 خرداد1385ساعت 11:49  توسط حميد  | 

- قالب مثالي؟
- دنيا خيلي كوچيكه!
- نظريه سيستم‌ها( اوه اوه اوه اوه)
- حركت ذرات درعالم
- علاقه من به لئوناردو داوينچي
- بيش از بيست هزار ديوان شعر فارسي داريم و طرف چندين سال پيش همه اينها رو قورت داده، بعدش هزاران بيت شعر گفته؛ به چه زيبايي.
- علاوه بر بسياري از دانشمندان و نويسندگان صاحب كتاب بيسواد اين دوره و زمون، لات‌هاي اخير هم در لاتي خود بيسوادند و عجول. بازهم گلي به گوشه جمال لاتهاي قديمي.
- فيلم پر معناي اثر گذار همشهري كين
- چرا بعضي‌ها در جبهه شهيد نشدند؟
- اسم اون آقاهه رو گذاشته‌اند علامه، حال آن‌كه اثري از راستي و راستگويي در رفتار ندارد. ابتدايي‌ترين ويژگي يك علامه.
- نخبگان كيلويي چنده؟ چند نفر اين وسط له شدند تا اون شده نخبه؟؟؟
- يادم نيست بالاخره هاچ زنبور عسل مادرش رو پيدا كرد يانه؟

+ نوشته شده در  سه شنبه 16 خرداد1385ساعت 14:44  توسط حميد  | 

اللهم صلي علي محمد و آل محمد
السلام علي وارث ابراهيم خليل‌الله
مرده‌اي را زندگي بخشيدن براي نوكرانِ نوكران ارباب ما قمربني‌هاشم عليه السلام هم هيچ كاري نداره. چشم مي‌خواهد كه ببينه. 
حالايه عده به دنياي فقط و فقط علم انگيزانه‌ تجربي! خودشون مشغول بشوند و يه گروه هم به راهپيمايي در وادي‌هاي گمراهانه سير و سلوك نظري و حفظ الفاظ و اصطلاحات عرفاني محض!
جماعتي هم به بازي‌هاي ابلهانه سي يا سي. (نگفتم كودكانه چون كودك صاف و بي شيله پيله است).
----------------------------------
 
ياصاحب‌الزمان ادركني
عَمِيَت عَينٌ لَاتَرَاكَ
يادم اومد كه سال‌ها پيش صاحب‌نفسي اين شعررو براي‌ما مي‌خوند:
روا بود كه زهجر گريبان پاره كنم
دلم هواي توكرده‌است بگو چه چاره كنم؟!
-------------------------------------------
رب‌اجعلني مقيم الباب‌الحسين عليهم‌السلام

+ نوشته شده در  دوشنبه 8 خرداد1385ساعت 11:18  توسط حميد  | 

ديروز در اينترنت گردي‌‌هايم عكس يكي ازعرفاي مشهور روديدم. نگاه ايشون گيرا و كهكشانيه. ازشوق اين نگاه قلبم داشت ازجاكنده مي‌شد. نه‌اينكه تاحالا چنين نگاه‌هايي نديده باشم‌ها، نه. خواستم بگم عكس اينها هم اثرداره چه رسد به حضور دربرابرشون حتي براي يك‌لحظه. اين‌ها رو كه مي‌بينم ازبس كه نسخه‌ي اورجينال خليفة اللهي هستند، باخودم ميگم جذبه‌ي آقا،اميرالمؤمنين علي عليه السلام و بي بي دوعالم صديقه طاهره سلام الله عليها چقدره؟ قطعاً لايدرك و لايوصف بايد باشه.
--------------------------------------
-----------------------------
عاقبت این عشق هلاکم کند    
در گـذر کـوی تـو خاکـم کند
بی‌سر و سامان تو‌أم یاحسین  
دسـت به‌دامـان توأم یاحسین
يكسال از پرواز حاج محمدرضاآقاسي شاعردلسوخته‌ و ولايتمدار اهلبيت عليهم‌السلام گذشت. حالا دوست عزيزم و برادر دوست داشتني‌ام حاج حميد ختم قرآني رو براي مرحوم آقاسي درنظر گرفته‌اند.دوستاني كه مايل به شركت دراين ختم قرآن هستند مي‌تونند بامراجعه به وبلاگ ايشون ثبت‌نام كنند.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1 خرداد1385ساعت 14:36  توسط حميد  |