تبليغاتX
ياحميد

ياحميد

تَوَكّلتُ عَلَي‌الله

+ چيزي كه خيلي تلاش مي‌كنم بهش برسم يك رنگيه و يكدست شدن. ريشه‌ي اكثر مشكلات و گره‌ها مال روراست نبودنه. يه روايتي رو از حضرت صادق عليه‌السلام دراصول كافي ديدم كه خيلي تأثيرگذاربود برايم. مضمون عبارت اينه كه اول صداقت و راستي ياد بگيريد، بعد حديث بياموزيد. سالها حديث مي‌خوندم و حفظ مي‌كردم. اين كلام نوراني رو كه ديدم، بهم ريختم. كاش اين حديث رو اول مي‌ديدم و بعد بقيه حديث‌ها رو.
+ دلمون به اين خوشه كه سايه‌تون بر سرمون هست و ظل توجهات ملوكانه‌تون قرارداريم.
+ دوسه چيزي كه دررموز موفقيت توي اين كتابهاي مختلف القيمت الذي فراوون در كتابفروشيها يافت مي نشود عبارته از:
رضايت والدين بخصوص مادر
حق‌الناس برگردن نداشتن و ازاين مباحث و فاكتورهاي متافيزيكي و....
+ قابل توجه علاقمندان: هنوز كتاب هنر پنجم دبستانم رو دارم! اسم بقيه كتابها رو نميگم.
+گوف گوف گوف گوف! چيم چيم چيم چيم(با ولوم وحشتناك) مربوط به اسپيكرهاي عزيزان رايانه‌‌مند خاطره‌اي است از بازديد يكساعته از نمايشگاه الكامپ دوازدهم!!! اي خدا شكرت كه ازنمايشگاه؛ بدون كاتالوگ و فلاستيك و موشومپاي نقاشي دار اومدم بيرون.
+ خدا سزاي اين صهيونيست‌هاي وحشي رو خودش بده. الهي بدم المظلوم!
+ يا اينترنت مي‌خواهيم يا نه! هم مي‌خواهيم بگيم ما در فناوري اطلاعات و آي تي چنينيم وچنان و هم مي‌ترسيم كه لولو مارو نخوره يه وقخت با وبلاگهاي بد بد!!!
اين چه وعشضه؟ سرعت بسيار كند و قط و وصل مرتب اين چندروزه به اضافه نوشابه و يه ماست داشتين و يه وبلاگ سرخ شده با سيستم نظردهي اعصاب خردكن. يا درستش كن اينجا رو يا ميروم يه جاي پرت خارجي كه هيچكي پيدام نكنه‌ها(حال ميكني تهديدو؟).
+راستي من فيلم خواهران غريب رو نگاه نكردم اينبار، بلكه فقط همين آهنگه رو با اون يكي: اي نام توبهترين سرآغاز رو شنيدم.

+ نوشته شده در  شنبه 31 تیر1385ساعت 18:5  توسط حميد  | 

ولادت حضرت زهراي‌اطهر مبارك.
-   -   -    -   -    -    -
شب گذشته بازهم سيماي ج.ا.ا فيلم سينمايي خواهران غريب رو به نمايش گذاشت. فقط بخش‌هايي از اين فيلم رو دوست دارم كه آقاي خسرو شكيبايي مي‌خوندند. يعني همون شعر بازباران باترانه و ...با مركب خيال، رفتم به دوران دبستان و زماني كه اين شعررو حفظ مي‌كردم. سرعت گذرزمان(شايد هم گذر من اززمان) بخاطرم اومد و احساساتم گل كرد و اشكيدنم آغازشد.
----------------------------------
يادم رفت قسمت نظرات رو باز بگذارم. مي‌بخشيد.
+ نوشته شده در  دوشنبه 26 تیر1385ساعت 16:10  توسط حميد  | 

                                                                                                                                  
ايام وفات
خانم ام‌البنينه؛ مادر مكرمه‌ي اربابمون حضرت قمربني‌هاشم عليهماالسلام. به محضر مقدس آقا امام زمان عجل‌الله تعالي فرجه‌الشريف تسليت عرض مي‌كنم. تابحال هرچه خواسته‌ام ازايشون، برآورده فرموده‌اند و صدالبته كه مقام ايشون فراترازاين حرف‌هااست.
درضمن سيد جوادذاكر يكي ازبهترين نوكران پروبال سوخته ابيعبدالله عليه‌السلام هم در اوج جواني پرواز كرده. برايم خيلي سخته كه بخواهم از رفتن يه نوكر ديگه حرف بزنم. بغض و اشك امانم نميده. فوق العاده فرق داره، ازدنيا رفتن نوكر امام حسين با بقيه آدمها بخصوص اگه نوكر، خواننده اهل بيت هم باشه. حيف كه نميشه هر حرفي رو نوشت و گفت.
--------------
براي پست قبلي، سلام؛ كامنت محبت آميزي گذاشته مبني برآرزوي زيارت قطب عالم امكان حضرت ولي عصر ارواحنا فداه توسط حقيرگناه آلوده.
اولاً انشاالله كه همه دوستداران ايشون نايل بشوند به زيارت وجود نازنين حضرت.
ثانياً كسي كه نايل به زيارت بشه اظهارنمي‌كنه به دلايلي. بندرت افرادي اظهار مي‌كنند كه اين توفيق نصيبشون شده كه دليلش هم از خود اون بزرگواران بايد پرسيد. مثلاً بعضي از زيارت كنند‌ه‌ها نزديكهاي مرگشون به خواص خودشون اعلام مي‌كنند.
ثالثاً ياد گرفته‌ام رك و پوست كنده بگم: من يكي در اين موضوع هنوز طفل راهم و حالاحالاها بايد دوندگي كنم.
رابعاً تاجائيكه آموخته‌ام، براي من بالاترين كار انجام وظيفه است.‌ وظيفه‌ي انسان بودن از هرنظر، حرفي كه پرند براي همون پست نوشته.

+ نوشته شده در  شنبه 17 تیر1385ساعت 12:8  توسط حميد  | 

اين نوحه خيلي بهم حال ميده.(آهنگ :چوتخته پاره برموجِ... همايون شجريان رو داره):
وقتي عَلَم مي‌بينم  دلم ميشه هوايي، دلم ميشه هوايي، دلم ميشه هوايي....
-------------
توي همه زندگي‌هايي كه تاحالا ديده‌ام ازهمه قشنگترش، مربوط به نوكرا و غلامان و كنيزان امام حسينه. كم‌مقام ‌ترينشون توي اون‌دنيا پادشاهي‌مي‌كنند. والله كه ازخودم نميگم. گفتم نوكرا و غلامان و كنيزان!!! حميد اينها رو عرض نكردم... 
-----------
هيچكي برام؛ تُو نميشه....حتي اگه باهام قهركني...تحويلم نگيري...باهام حرف نزني....روتو برگردوني...
هركاري مي‌كني خيالي نيست اما....

تابيايي....

+ نوشته شده در  دوشنبه 12 تیر1385ساعت 11:24  توسط حميد  | 

همچنان مشكل وبلاگ من به قوت خودش باقيه. وارد كنترل پنل كه ميشم، با مطالب آرشيوي وبلاگ‌هاي ديگران مواجه ميشم. البته خوشبختانه به اونها دسترسي ندارم ولي همين مقدارش هم مشكل سازشده.
+ نوشته شده در  شنبه 10 تیر1385ساعت 10:36  توسط حميد  | 

وبلاگ در محل كار دچار اشكال فني استراتژيكولوژيك شده. درمنزل مشكلي ندارم. بنده بهنگام ورود
 به وبلاگ براي درج مطلب با مطالب قبلي نوشته شده توسط يك وبلاگ نويس ديگر مواجه مي‌شوم. شايد يكي ازهمكارانم باشه. از روي چندتا كامپيوتر ديگه هم كه وارد شدم همين مشكل بود. بنظرم بعلت cach سرور محل كار باشه.خداكنه برطرف بشه. جالبه موقع ديدن نظرات از كنتر پانل وبلاگم با نظرات نوشته شده براي يه وبلاگنويس ديگه كه خانم هستش مواجه مي‌شودم.!!!
+ نوشته شده در  سه شنبه 6 تیر1385ساعت 10:20  توسط حميد 

لطفاً شاعرانه قرائت فرمائيد و با احساس. مثل موقع خوردن بستني قيفي:
-اي لحظه‌هاي عمركجا فرار مي‌كنيد؟ وايستيد بابا، من هنوز ازشما درست استفاده نكرده‌ام!
نذاريد يوم الحسره(قيامت) هي حسرتتون رو بخورم. چه بي‌انصافيد!(B.N.SAAF HA)
- حيف اينهمه وقت و سرمايه‌ي جووني آي جووني! كه براي سيستم گذاشتيم. لامَسسَبا از آوت پوت كارهامون هم استفاده نمي‌كنند و غالب نتايج كارهامون ميره واسه‌ي آرشيو و تاريخ و زباله‌دوني. هرچند مانقشي در تصميم گيري‌هانداريم. باوركن راست ميگم. تازه؛ اينهمه امكانات كه مصرف ميشه چي؟ كي بايد جوابش رو بده؟ دُش مَن!
- من ازيك نكته درعجبم هميشه: يادم رفت؟ نه؛ حسش نيست!
- ده هزار تومن مي‌گيرند كلاس زبون اسم بچه‌ي ازهمه جابي‌خبر رو بنويسند. ده هزارتومن؟!!
نه عزيز دل برادر. ده هزار به انضمام خوراكي ساعات تنفففس و اضافه‌ي چندين هزار براي خريد سي دي و كتاب و ازاين حرفها و يه مقدار ناقابل هم براي جايزه احتمالي. حالا پول به يه طرف، جون بالا اومده هم همون طرف، هيچي ياد نگرفتن‌كودكان هم يه طرف ديگه. و ايضاً كلاس‌هاي ديگه تابستاني. حتتا قرآن!
- زبان خواستي بيا پيش خودم، قرآن: فول! كاردستي، آشپزي، شستشوي ظروف، ببخشين كامپيوتر، ايم ترنِن، گيِم؟ چي مي‌خواهي ياد بگيري فرزندم؟ خودم همه اوقات فراغتت رو پر مي‌كنم. ماكه سالهاي سال، تابستونها اوقات فراغتمون رو با شاگردي در تراشكاري پر‌مي‌كرديم. اونهم پيش اوستاي خدابيامرز ارمني‌مون.
---------------------------
در اينجا ازهمه‌ي دوستاني كه محبت كردن و بهم تبريك گفتند تشكرمي‌كنم.
همچنين ازهمه‌ي دوستاني كه عمراًبه توان منهاي‌دويست و پنجاه و شيش بيان اينجا رو بخونن و فقط بلدند با ايميل بهم خبربدهند: من آپپم! شاكي‌ام. دين اينطوري نيست كه تو ازش دم ميزني.
به رسم تله ويزي يون: تابرنامه‌اي ديگر خداحافظ!( بعد ازبرنامه‌ي ديگر رو كاري ندارم)

فاطميه؟!!!

+ نوشته شده در  یکشنبه 4 تیر1385ساعت 17:53  توسط حميد  |