تولد حضرت امام حسين؛ آقا قمربنيهاشم و امام سجاد عليهمالسلام مبارك.
مديون خود معصومين عليهمالسلامم! مديون پدر و مادرم هستم كه ميگم حسين! و مديون خيليهاي ديگه كه تعدادشون كم نيست. يادم نرفته بلطف خدا. باور بفرمائيد برايم خيلي سخته از چهاردهمعصوم بنويسم. احساس ميكنم دانستههام دربرابر نداستههام زياده. دوم اينكه اين حرفهارو كساني بايد بزنند كه رنگ و عطر اونها رو هم دارند. ما ازسرمون هم زياد همين چهارتا كلام تبريك و اينها. كار صاحب نفسهاي الهيه. ----------------------- ...سرتون رو دردنيارم، هَپچهههه! يه نموره سرماخوردگيه. چيزيم نيس! دَدَر و كوه رفتن و بالباس داخل روخدونه شدن و خيساخيس زير آفتوو (همون آفتاب) موندن؛ اين مشكلات رو هم داره ديگه همه كرم ضد آفتاب مسرف كردند و ما هم صورتمون رو داديم به آفتاب چون سوختگياش حال اساسي ميده. همه ميگن: كجا بودييييييييي؟ چراصورتت آفتاب سوخته شدههههه؟ من هم كه ازخدا خواسته، بلكه اينجوري عكسمو زدن تو روزنامهها و اينترنتستان!( عجب نديد بديديه اين آقاهه!)
+ نوشته شده در دوشنبه 6 شهریور1385ساعت 15:14  توسط حميد
|