|
تَوَكّلتُ عَلَيالله
|
وان- من و تو حق داريم براي هر مدت زماني كه لازمه ارتباطمون رو با فضاي غير اينترنتي قطع كنيم. از هر نوعش: تلفني و مسنجري و ديداري. هر كدوممون بايد به ديگري حق بدهيم كه حتماً دليلي براي اين كار وجود داره، اگه قراره حال همديگه رو رعايت كنيم. دليلش هم از مسئوليتهاي فردي و اجتماعي شروع ميشه تا خودخواهي و بازسازي فكري و خلوت كردن با خود و خدا و از اين قبيل. اي بابا من چي جوري بايد ديگه توضيح بدهم كه نه بهت بر بخوره و نه احساس كني طاقچه بالا گذاشتهام و خودم رو ميگيرم؟
ببين! اصلاً شايد يه بزرگتري كه به روحياتم اشراف داره، بهم گفتهاند تا اطلاع ثانوي حق نداري با احدي خارج از نت تماس داشتهباشي چون هركي ظاهرت رو ببينه و صدات رو بشنفه حالش از هرچي مسلمونه بهم ميخوره. خوب شد؟ اشكالي داره ديگه قيافهام رو نبيني؟ صدايم رو نشنفي؟
-----------------------------------------------------
توو- زين پس اگه حرف ميزنم، ميخواهم در باره چيزي باشه كه بهش عمل كردهباشم.
ديروز چند تا وبلاگ ديدم كه مذهبي بودند و داشتند غزل خداحافظي رو قرائت ميفرمودند. مهمترين دليلشون اين بود كه اينترنت اوفففه و جيزززه. وقتي دارند براي معنويت و از اين صوبتا تبليغ ميكنند و پست ميزنند، ممكنه توي اينترنت با عكسهاي بد بد مواجه بشوند و از ياد يار غافل. آخه عزيز دل برادر چرا برعكسش رو فكر نميكني؟ چرا نميگي يكي كه داره وب گردي ميكنه و زندگياش رو باري به هر جهت ميگذرونه و توي اينترنت دنبال عكسهاي سوخاري هستش ممكنه اتفاقي با وبلاگ تو مواجه بشه و از اين رو به اون رو بشه. حالا نميگم حرفهاي من و تو هدايت كننده است، نه! بلكه ممكنه يه حرفي و حديثي از بزرگان دين نوشته باشي كه اون وبگرد رو هدايت كنه. كي به كيه؟ من نميگم مذهبي، غير مذهبي بنويس ولي چهارتا كلوم از آدم درستها هم كپي پيست كن بلكه روزي روزگاري دستتو بگيره. اصن در مورد موسيقي بنويس. راجع به نحوه راه رفتن توي خيابون، پرش از روي مانع(مث اسبا) و ازاين چيزا. اشكالي داره؟ چرا اينقدر بعضي از ديدگان داراي زاويهاي بسته ميباشند؟(بارم ۲۵/۰)
آيهي شريفهي:
"كونوا دعاة الناس بغيرالسنتكم" مدام در ذهنم داره تكرار ميشه.
انگار به من تذكر ميده كه عملت با گفتارت نميخونه و بايد يكي بشه.
باور ميكني؟
خوب شد مسجد شيخلطفالله اصفهان رو، طرف نساخت كه توي جشنواره ليمو شيرين طلايي جايزه بهترين كاشيكاري رو بگيره!!!!
يا پل سي و سه پل رو براي نمايش در گالريهاي فانتزي هنري عصر حاضر.
و يا جونم واست بگه كه ديگهاي مسي بزرگو براي شركت در نمايشگاه بينالمللي چه ميدونم، جي تكس و الكامپ و هونولولو!!!
يا مثن سعدي عليهالرحمه شعر نگفته كه ديگران بگن به به و چه چه. شعر گفته تا دردي از دردها رو درمون كنه. اونهم نه جوري كه هيشكي نفهمه بلكه خيليهم عامه فهم، درعين تخصصي بودن!
منظور!
منظورم اينه كه
آخه سور رئاليست! usatoday! yahoo! msn يه فيلمي بساز كه دو ديييقه باشه ولي قابل نگاه كردن و نه يه سريال شانزه ليزه شونصد قسمتي ولي نامفهوم و گمراه كننده!
فخيم نوشتن با قولومبه نويسي فرق داره. همينگونهاست ايهام نويسي با شوتته نويسي!
گاهي اوقات خودم هم دچار ميشم به همين چيزا.
٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬
آقاسيد مرتضي آويني رحمتالله عليه حرفهاي بسيار زيبايي دراين مقوله دارند كه در آثار مختلفشون مطرح كردهاند و به تفصيل توضيح دادهاند.
+++++++++++++++++++++++++++++
+++++++++++++++++++++++++++++
يادمه يه عكسي انداخته بودم از ميدون آزادي. دادم يه نفر نگاهش كنه كه از عكس سر در نميآورد. گفت چرا نصف ميدون توي عكس نيست؟ به خيال خودم هنرمندانه بود كه بطور عمودي نصف ميدون رو عكس نگرفته بودم! وقتي پرسيد جوابي نداشتم.
=========================
اسم ياهو و...رو هم لينك دادم تا آمارم بره بالا!!!!
---------------------------
اگه جواب بعضي از كامنتها رو نميدهم دليل بر نداشتن جواب نيست. مثل قديما حال و حوصله و فرصت بحث كردن ندارم. به خودم هم زياد اجازه اين كارها رو نميدهم. ببخشيد ديگه.
---------
توضیح در مورد همین پست:
برادرا و خواهرا دقت بفرماييد؛ چيزهايي كه نوشتم مربوط ميشه به كساني كه اداي روشنفكري درمياورند و اعتقادات رو زير سؤال ميبرند. حتماً مستحضريد كه از اين طيف آدما توي وبلاگنويسها هم هستند. منو ببخشيد كه حرفهايي كه بيرون زورم نميرسه بزنم اينجا مينويسم. يه غلط داشتم شدم نوزده!![]()