شهادت حضرت صديقهي طاهره سلام الله عليها رو تسليت عرض ميكنم.
دم در ساختمون محل كار؛
يك نگهبان خوش تيپ جوون: مشكي پوشيدي، طوري شده؟
- نه، ممنونم. اگه خدا قبول كنه براي ايام فاطميه(س) اس.
فاطميه اول كه قبول نيست! به روايت س.. ها است!
لبخند مليح معنادار من و رد شدن از كنار اين دانشمند محدث! داراي علم رجال!!!
مدتي بعد در محل كار؛
يك ظاهرالصلاح چهل و چند ساله با تحصيلات عالي و موهايي نيمه سفيد از خيل رؤسا:
خدا بد نده آقاي....؛ تسليت عرض ميكنم! غم آخرتون باشه!
حقير: خواهش ميكنم. چيزي نيست، كسي فوت نشده، براي اين ايام مشكي پوشيدم اگه خدا قبول كنه!
ايشون با كمي دستپاچگي: آهان! خواهش ميكنم. قبول باشه. التماس دعا. التماس دعا.
مدتي خيلي بعدتر در همونجا:
يك خانم از نوع اسپورت و خيلي روشنفكر: اََََََااااااه. آقاي ... بازهم كه شما مشكي پوشيديد. خسته شديم ديگه.
دلمون گرفت!!!!! حالمون بد ميشه!!! اصلاً روايت هست كه كراهت داره!
اينجانب:آهان، روايت هست! روايت!(در دلم: چقدر اهل حديث زياد شده تازگيها، چقـــــــدر!)
