تبليغاتX
ياحميد

ياحميد

تَوَكّلتُ عَلَي‌الله

شهادت حضرت علي عليه‌السلام رو تسليت عرض مي‌كنم.
-خب، يه چند سطري لازم بود بنويسم كه اينجا نوشتم و كات كردم و بردم يه وبلاگ ديگه ارسال كردم به اينترنت. تقريباً خاطره نويسي بود. حالا حرف خاصي هم نبود‌ها. فقط خواستم اونجا هم آپ بشه.
-جانم حسين(ع) كه اينقدر به نوكرانش مقام و مرتبت عطا مي‌كنه. شب هفتم يكي از نوكران خوبش چه عالي شد. همين پريروز بود.‌ از دنيا رفتنش در ماه مبارك رمضان واقع شد و هفتمين روز درگذشتش مصادف با ليالي قدر. صدها نفر جمعيت اومده بودند و بيش از ده تا ذاكر امام حسين(ع) در اين مراسم مرثيه‌خواني كردند.
-يه صفحه درست كردم كه لينكش رو گذاشتم در بخش پيوندهاي وبلاگ. تا جايي كه يادم بود و يا قبلاً در جايي حفظ كرده بودم، لينك‌ها رو گذاشته‌ام. حالا شايد بعداً دوباره آوردم در همين بخش پيوندهاي وبلاگ. كي به كيه؟
بخش نظرات وبلاگ رو هم فعلاً بنابه دلايلي بسته‌ام. شايد بعداً اون بخش رو باز كردم.

+ نوشته شده در  یکشنبه 31 شهریور1387ساعت 11:41  توسط حميد 

امام رضا(ع) فدات شم. همين.

+ نوشته شده در  سه شنبه 26 شهریور1387ساعت 15:53  توسط حميد 

نثار مقدم نورانی و با برکت کریم ابن الکریم حضرت امام حسن مجتبی(ع) صلوات.

+ نوشته شده در  سه شنبه 26 شهریور1387ساعت 7:59  توسط حميد 

به دليل سرعت پايين اينترنت در اين روزها، از ساعت يازده صبح امروز تا چند دقيقه پيش در تلاش بودم تا وارد بخش مربوط به كارنامه علمي در سايت آزمو.ن دانشگاه آزا.د بشوم و بتونم از كارنامه فرزند يكي از دوستانم پرينت تهيه كنم. تقريباً سه ساعت و نيم وقت براي ديدن يك صفحه اينترنتي صرف شد. البته كه وقت و هزينه و ... ارزش داره!
حالا سايت‌هاي ديگر كه در اولويت‌هاي بعدي قرار داشتند جاي خود.
مرورگر گوگل كروم رو هم در كنار فايرفاكس محترم و دوست داشتني نصب كردم. از مزايا و معايبش چيزي نمي‌گويم چون متخصصين در اين باره زياد نوشته‌اند.

+ نوشته شده در  یکشنبه 24 شهریور1387ساعت 15:28  توسط حميد 

خبر اول، عشق است اباالفضل(ع).

و دومی، "انّ الله علیم بذات الصدور"، داره ذهنم رو به خودش مشغول می‌کنه.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 14 شهریور1387ساعت 4:5  توسط حميد 

آن لوگوی وبلاگ و یا آن کشتی رنگ به رنگ در ساحل. فرقی نمی‌کند. هر دو رنگ نارنجی رو با آبی آسمانی و قرمز در ترکیبشون دارند. کمپوزیسیون هم که در هردو رعایت شده. در طراحی لوگو  آگاهانه و در کشتی، کمی ناخودآگاه. هرسه رنگ که اینجوری کنارهم باشند، چشم‌هایم رو نوازش می‌دهند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 14 شهریور1387ساعت 3:5  توسط حميد 

شب اول ماه رفتم کامپیوتر دست دومی رو که با یه ذوقی خریده بودند بررسی کردم و بعضی کارهایی رو که لازم داشت انجام دادم. وقتی از اون مسیر طولانی برگشتم و به ساعت خونه نگاه کردم، "سه" نصفه شب بود. بماند که چطوری از بین دوتا ماشین همسایه‌ها، ماشین رو درآوردم. یکی با نیم میلی‌متر و دیگری با چند سانتی‌متر فاصله از ماشینم پارک کرده بود. از این‌که با اون وضع بیماری‌ام رفتم و برگشتم و اون سیستم رو روبراه کردم، احساس سبکبالی بهم دست داد. جایزه‌ام هم کلی شکلات خوشمزه بود. خوشحالم که وقتم رو تلف نکردم. اینجا نوشتم این ماجرا رو تا یادم بمونه.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 14 شهریور1387ساعت 2:9  توسط حميد 

به من مي‌گويد:

"خوشا آنان كه الله يارشان بي
به حمد و قل هوالله كارشان بي"

كمي فكر مي‌كنم. الله؟ يار؟ اوووووه، كي‌مي‌ره اين همه راهو.... و بعد با خودم مي‌گويم: لابد مي‌شه ديگه...شاعر ملائك رو كه نگفته، مصداق شعرش از جنس آدم بوده ديگه. پس مي‌شه. اين آدم‌هاي شريف كارشون هم، حمد و قل هواللّهه. مجدداً به خودم عرض مي‌كنم: برو سراغ معناي"حمد و قل هوالله" داداش...كليدِ همه‌ي قفل‌ها...
رمضان‌المبارك هم كه بهترين زمان براي فهم اينجور چيزها است.
سلام بر ماه رمضان.

+ نوشته شده در  سه شنبه 12 شهریور1387ساعت 14:35  توسط حميد 

حرف جديدي براي اينجا ندارم در اين لحظه، جز اينكه از يكي از عشاق درس گرفتم كه بايد از عشق بنويسم و از عشق بگويم هرچند طفل راه باشم. باقي همه بي‌حاصلي و بي‌خبري است.

+ نوشته شده در  دوشنبه 11 شهریور1387ساعت 16:39  توسط حميد 

سه‌شنبه گذشته و امروز تعداد پانزده يا شانزده اكانت اعم از وبلاگي يا سايت كاميونيتي رو حذف يا بعضاً از محتوي خالي كردم. چند ساعتي طول كشيد تا از بعضي از مطالب ارسالي‌ام كپي بگيرم. به حد باورنكردني‌اي ذهنم آزاد شد. اين اكانت‌ها رو در سايت‌هايي كه نام مي‌برم ايجاد كرده‌ بودم و بعضاً داراي دو يا سه سال آرشيو هم بودند:
www.blogsky.com (دو وبلاگ)
www.blogfa.com   (چهار وبلاگ)
www.parsibox.com  (يك وبلاگ)
www.multiply.com  (يك وبلاگ)
www.iranblog.com (يك وبلاگ)
www.wordpress.com (يك وبلاگ)
www.mindsay.com (يك وبلاگ)
www.blogspot.com (يك وبلاگ)
www.myopera.com (يك وبلاگ)
www.pib.ir  (يك وبلاگ)
www.blog.com  (یک وبلاگ)
فعلاً اين روند ادامه داره و هدفم تمركز بيش‌تر بر نوشتن در تعداد وبلاگ كمتري هست.

+ نوشته شده در  شنبه 9 شهریور1387ساعت 13:59  توسط حميد  | 

كشف كردم. چنان‌كه قبلاً هم كشف كرده بودم. چگونگي ارسال و دريافت يك نوع فايل شبيه مولتي‌مديا رو. چون براي اين اكتشاف زحمت زيادي كشيده‌ام توضيح بيش‌تري نمي‌دهم.

+ نوشته شده در  یکشنبه 3 شهریور1387ساعت 18:28  توسط حميد  | 

آقاي س. كه چند سالي از من كوچكتره، دوباره تماس مي‌گيره. تا زماني كه با آقاي ر. مي‌گرده همينه. كلي حرف مي‌زنيم و من، منتظرم تا حرف اصلي رو بزنه. بالاخره مي‌گه و من، نفس راحت مي‌كشم. از آقاي م. چه خبر؟ تازگي‌ها ديده‌اي اون رو؟ چي گفت بهت؟ و.... تماس ادامه پيدا مي‌كنه و من حرف خاصي نمي‌زنم جز اين‌كه س! در اين موارد با من حرف نزن كه سخت ناراحت مي‌شوم. نمي‌خواهم راجع به چيزي كه نمي‌دونم حرف بزنم. س. در اين مورد حرف رو ادامه نمي‌ده. ولي از من قول مي‌گيره كه حتماً به محل كارش سر بزنم و كاري كه راجع به كامپيوتر داره برايش انجام بدهم. امتناع مي‌كنم. مي‌گويم قول نمي‌دهم. چون مثل هميشه مطمئنم كه اصلاً اين حرف و قول بهونه است براي دريافت حرف از من راجع به م. به هر شكلي هست از من قول مي‌گيره شنبه تماس بگيرم و اگر نگرفتم او تماس بگيره تا بروم پيشش. تماس نمي‌گيرم و او هم تماسي نمي‌گيره. چند باري كه قول تماس دادم و تماس گرفتم يا گوشي رو برنداشته يا اس ام اس رو جواب نداده و بعد هم گفته كه تو اصلاً تماس نگرفته‌اي!!! يا سيم كارتم سوخته بوده. جالبه! دفعه قبل چند ساعت بعد از دريافت شماره ‌جديدش بهش زنگ زدم. لابد توي همون چند ساعت سيم كارتش سوخته!!! تلفن‌هاي محل كار يا منزل چي؟!!! وقتي بهش مي‌گويم تماس گرفتم من رو متهم به خالي بندي مي‌كنه! و من منتظر تماس بعدي و رفتار تكراري‌اش!

+ نوشته شده در  یکشنبه 3 شهریور1387ساعت 15:27  توسط حميد 

.چند سال پیش، ایام تابستون؛ در محل کار، پول گذاشتیم روی هم و توی قسمت خودمون دادیم یکی دو تا از هم‌کارها آبدوغ خیار درست کردند و خوردیم. چه آبدوغ خیاری شده بود. حرف نداشت.
+ نوشته شده در  یکشنبه 3 شهریور1387ساعت 1:9  توسط حميد  | 

اين‌همه آينه دور و بر من بوده و من توجه نداشتم؟!!! داشتم ولي فكر نمي‌كردم اين‌همه باشه.

+ نوشته شده در  شنبه 2 شهریور1387ساعت 17:23  توسط حميد  | 

لحظه. حال. رؤيت. نور. فرفره. گود زورخونه. سبز روشن. لطيف. چرخش سريع. علي. لطيف. باخت. برد. روح. سفر. اشك. مشك. كشك! انرژي مثبت. فاصله. نيرو. بعد منزل نبود در سفر روحاني! نبود! افهم!فهميدم. عشق. باران. سبك بال. تنديس. مرغ سحر. تناور. هيچ.

+ نوشته شده در  شنبه 2 شهریور1387ساعت 17:12  توسط حميد 

سلام بر شاه شمشاد قدان خسرو شیرین دهنان.
+ نوشته شده در  جمعه 1 شهریور1387ساعت 15:18  توسط حميد  | 

۱.در این ساعات منحصر به فرد نیمه شب جمعه، از صبا می‌خواهم سلام ما را به حضرت قمربنی‌هاشم علیه‌السلام و مادر مکرّمه‌ی ایشان، حضرت فاطمه‌ی امّ‌البنین سلام‌الله علیها برساند و می‌خواهم که تا ابد محتاجشان بمانم.
۲.اخیراً نوشته‌های یک وبلاگ‌نویس عاشق مرا به گذشته‌های نه چندان دور برد، در عالم خیال. یک وبلاگنویس عاشق. یک اهل دل. بار اولش نیست که نیست. نارنجستان دلش پرثمر.
۳.دل، هوای تو؛ چاره چیست؟
۴.در کتاب هنر چهارم یا پنجم دبستانی که خواندیم، برای تمرین خوشنویسی به نستعلیق نوشته:
ز ارباب ادب دریاب آداب. سالیانی است که گهگاهی به دلم می‌گویم: دریاب! دریاب! ز ارباب دریاب!
۵. و سلام بر ارباب ما.

+ نوشته شده در  جمعه 1 شهریور1387ساعت 2:5  توسط حميد  |